|
محکم و متشابه چیست؟
اگر بخواهیم ساده بگوییم آیات محکم آیاتی است که فقط یک برداشت از آنها می شود مثلا این آیات: "قل هو الله احد" (اخلاص، 1)، "لیس کمثله شیء" (شوری، 11) "الله خَلق کل شیء" (زمر، 62) و... آیات متشابه آیاتی هستند که می توان از آنها چندین برداشت کرد، مثل نمونه های زیر: الف) 1. "ثُمَّ اسْتَوَیََّ إِلَی السَّمَآءِ وَ هِیَ دُخَانٌ; (فصلت،11) سپس به آفرینش آسمان پرداخت و آن بخاری بود." 2. "ثُمَّ اسْتَوَیَ عَلَی الْعَرْشِ; (فرقان، 59 / سجده، 4) آن گاه بر عرش ]قدرت[ استیلا یافت." 3. "الرَّحْمَـَنُ عَلَی الْعَرْشِ اسْتَوَیَ; (طه، 50) خدای رحمان که بر عرش استیلا یافته است". از آیات فوق برداشت "جا و مکان" برای خداوند متعال شده است. ب) آیاتی که از دست داشتن خداوند متعال سخن گفته است: 4. "وَقَالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ...; (مائده،64) و یهود گفتند: "دست خدا بسته است" دستهای خودشان بسته باد و به سزای آن چه گفتند، از رحمت خدا دور شدند; بلکه هر دو دست او گشاده است." 5. "یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ; (فتح،10) دست خدا بالای دستهای آنان است." ج) آیات مربوط به اثبات "عین" (چشم) برای خدا: 6. "وَ اصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ فَإِنَّکَ بِأَعْیُنِنَا; (طور، 48) و در برابر دستور پروردگارت، شکیبایی پیشه کن که تو خود در حمایت مایی." 7. "اصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنَا وَ وَحْیِنَا; (مؤمنون،27) زیر نظر ما و به وحی ما، کشتی را بساز." د) آیات مربوط به اثبات "وجه": 8. "وَلِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَیْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ; (بقره،115) و مشرق و مغرب از آنِ خداست; پس به هر سو رو کنید، آن جا روی به خداست." 9. "کُلُّ مَنْ عَلَیْهَا فَانٍ # وَ یَبْقَیَ وَجْهُ رَبِّـکَ ذُو الْجَلَـَلِ وَ الاْ ?ًِکْرَامِ; (رحمن، 26 و 27) هر چه بر زمین است، خالی شونده است # و ذات با شکوه و ارجمند پروردگار باقی خواهد ماند." ه) آیهای دربارة آمدن "خداوند"! 10. "وَ جَآءَ رَبُّکَ وَ الْمَلَکُ صَفًّا صَفًّا; (فجر،22) و آمد ]فرمان[ پروردگارت و فرشتهها صف در صف آیند." و... آیات متشابه با توجه به آیات محکم تفسیر میشوند; برای نمونه، آیات متشابه یاد شده با آیات محکم زیر تبیین میشوند: 1. "لآ تُدْرِکُهُ الاْ ?َبْصَـَرُ وَهُوَ یُدْرِکُ الاْ ?َبْصَـَرَ وَهُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ; (انعام:103) چشمها او را در نمییابند و اوست که دیدگان را در مییابد و او لطیف آگاه است." 2. "لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ; (شوری،11) چیزی مانند او نیست و اوست شنوای بینا." آیات فوق، هرگونه ابهام را از آیات متشابه برطرف میسازد و توهّم جسمانیت (و دست و چشم داشتن و...) را ـ که خداوند متعال از آن منزه است ـ از ذهن دور میسازد و زمینة هر گونه تشبیه خداوند به انسان و موجودات مادی را از بین میبرد. در جواب اهل تسنن: اهل تسنن بر این عقیده اند که کتاب خداوند برای ما کافیست و نیازی به حجت از جانب خداوند نمی باشد. سؤال اینجاست که چه کسی باید آیات متشابه قرآن را برای ما تفسیر کند؟ جواب اهل تسنن این است که بعضی آیات قرآن را فقط خداوند می داند و بس مثل این آیه: و یسئلونک عن الروح قل الروح من امر ربی(آیه85 سوره اسراء): ای پیامبر از تو از روح می پرسند بگو که روح از عالم امر پروردگار است. آیا پیامبر از روح چیزی می دانسته؟ آیا انسان می تواند از روح چیزی درک کند؟ یا اینکه منظور آیه این است که فقط خداوند می داند روح دارای چه خصوصیاتی است و شما نمی دانید. این مثل آن است که بگوییم نویسنده ای کتابی را برای مردم نگاشته که فقط خودش از مطلبش بفهمد. این کار کار بیهوده ای است که خداوند فعل بیهوده انجام نمی دهد و نمی توان گفت که خداوند در قرآن آیاتی را قرار داده که فقط خودش از آن سردر بیاورد. این که نشد کتاب هدایت...! پس چگونه باید از متشابهات قرآن آگاه شویم، دو راه داریم: 1- از انسان های معمولی به ناچار راهنمایی بگیریم و نظرات اشتباه آنها را نیز به ناچار بپذیریم؛ 2- خداوند باید انسان هایی دور از خطا و اشتباه را در بین مردم قرار داده باشد که ما به آنها رجوع کنیم حالت اول را اهل تسنن رعایت می کنند و حالت دوم اعتقاد شیعه اثنی عشری است. عقل حکم می کند که حالت دوم بهتر و برتر از حالت اول باشد چرا که اگر قرار باشد هر کسی هر برداشتی از قرآن کند و آن را به خورد مردم بدهد تفرقه و اختلاف بسیار پیش می آید و نظرات اشتباه و بدعتها وارد دین میشود همان کاری که خلفای اهل تسنن کردند. نمونه: بسیاری از مفسران اهل تسنن اینطور بیان می کند که ابوبکر و عمر دست را از بالا به پایین می شستند و سر و پاها را مسح می کردند و عثمان بود که دستها را از پایین به بالا می شست و بجای مسح پا آنها را شستشو می داد...! اما امام علی و حسن و حسین تا امام حسن عسکری علیهم السلام، مانند پیامبر وضو می گرفتند و امام مهدی (عج) علیه السلام نیز - به رؤیت بعضی از اهل معرفت- اینگونه و به سنت پیامبر وضو میگیرد. و اما جواب قرآن به این سؤالات: هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ (آیه 7 سوره آل عمران) اوست كه اين كتاب را بر تو نازل كرد كه بخشى از آن كتاب ، آيات محكم است [ كه داراى كلماتى صريح و مفاهيمي روشن است ] آنها اصل و اساس كتاب اند ، و بخشى ديگر آيات متشابه است [ كه كلماتش غير صريح و معانى اش مختلف و گوناگون است و جز به وسيله آيات محكم و روايات استوار تفسير نمي شود ] ولى كسانى كه در قلوبشان انحراف [ از هدايت الهى ] است براى فتنه انگيزى و طلب تفسيرِ [ نادرست و به ترديد انداختن مردم و گمراه كردن آنان ] از آيات متشابهش پيروى مي كنند ، و حال آنكه تفسير واقعى و حقيقى آنها را جز خدا و استواران در دانش [ و چيره دستان در بينش ] نمی دانند و مي گويند : ما به آن ايمان آورديم ، همه [ چه محكم ، چه متشابه ] از سوى پروردگار ماست . و [ اين حقيقت را ] جز صاحبان خرد متذكّر نمي شوند . دو نوع ترجمه: 1- و حال آنكه تفسير واقعى و حقيقى آنها را جز خدا نمی داند و استواران در دانش [ و چيره دستان در بينش ] می گویند ... 2- و حال آنكه تفسير واقعى و حقيقى آنها را جز خدا و استواران در دانش [ و چيره دستان در بينش ] نمی دانند و (این استواران) می گویند... معلوم است که ترجمه دوم درست است زیرا هیچ عقلی نمی پذیرد که خداوند آیاتی را برای هدایت بشر فرستاده باشد که فقط خود از آن سر در بیاورد پس ترجمه دومی درست است و استواران در دانش کسانی هستند که از هر گونه خطا و اشتباه باید پاک و مبرا باشد در غیر این صورت کلمه استوار به آنها تعلق نمی گیرد و آنها همان چهارده معصوم علیهم السلام هستند. اگر باز هم کسی شبهه ای در ذهنش بود عنوان کند انشاءالله پاسخ خواهم داد. |
مرکز آپلود مرکز دانلود |