تبليغاتX
طبابت نفس - قرآن و موسیقی جدید

به نام خدا

نظر قرآن در مورد موسیقی عجیب الخلقه جدید الخلقه در مورد هر سبکی:

به نظر شما آیا در قرآن آیه ای وجود دارد که به صراحت سخن لهو و لعب را مورد خطاب قرار دهد و آن را برای ما تعریف کند؟ آری، در قرآن آیات زیادی درمورد سخن بیهوده گفته شده است و در شرع مقدس اسلام سخن بیهوده به سخنی گفته می شود که دارای یک و یا چند خصوصیت از موارد ذیل باشد:

1.   عواقب اخروی داشته باشد مانند دروغ، بهتان، سخن چینی، فضولی در کاری که به انسان مربوط نیست، سخن گفتن با ریا و تکبر، دشنام، درشتی با پدر و مادر، سخن تمسخرآمیز درباره واجبات و مستحبات دین، سخن گفتن زن با نامحرم اگر با عشوه گری همراه باشد، شوخی و تمسخر در اماکن مقدس مانند مساجد، جابجایی سخن بین مردم در صورت مطمئن نبودن از منبع و ... .

2.   عواقب اخروی نداشته باشد اما سود اخروی هم از آن حاصل نشود مانند: جر و بحث در مورد امور مالی، جک و لطیفه که اگر به فهم مسئله مفیدی کمک نکند، جر و بحث در مورد امور دینی در صورتی که علم به قرآن و حدیث نباشد، سخن گفتن با عناصری همچون چوب و سنگ و جانوران و ...

هر انسان بالغ و عاقلی درمی یابد که موارد مذکور بسیار پوچ و بی ارزشند و اکثرا کسانی از این موارد استفاده می کنند که ارزشی برای وقت و عمر خود قائل نیستند و نمی دانند که پشت این پرده چه ها می گذرد و زمانی که از این دنیا رفتند می بینند که چیزی جز پشیمانی برای خود ذخیره نکرده اند. آیه ای که در قرآن بدین مسئله به طور صریح اشاره کرده است آیه 6 سوره لقمان می باشد که می فرماید:(ترجمه)

بعضی از مردم سخنان باطل و بیهوده خریداری می کنند تا مردم را از روی جهل و نادانی گمراه سازند، و آیات الهی را به استهزاء و سخریه می گیرند، برای آن ها عذاب خوار کننده است.

کلمه لهو به معنای چیزی است که انسان را از هدف مهم بازدارد. لهو الحدیث(در عبارت عربی آیه) به سخن بیهوده ای گویندکه انسان را از حق بازدارد نظیر حکایات خرافی و داستان هایی که انسان را به فساد و گناه میکشاند. این انحراف گاهی به خاطر محتوای سخن است و گاهی به خاطر اسباب و ملازمات آن از قبیل آهنگ و امور همراه آن.( تفسیر المیزان)

شخصی بنام نظربن حارث از حجاز به ایران سفر می کرد، افسانه های ایرانی مانند افسانه های رستم و اسفندیار و پادشاهان ایرانی را آموخته و برای مردم عرب بازگو میکرد و می گفت اگر محمد برای شما داستان عاد و ثمود میگوید من نیز قصه ها و اخبار عجم را بازگو می کنم. این آیه نازل شد و کار او را شیوه ای انحرافی دانست.

برخی از مفسران در شأن نزول این آیه گفته اند افرادی کنیزهای خواننده را می خریدند تا برایشان بخوانند و از این طریق مردم را از شنیدن قرآن توسط پیامبر باز میداشتند، که آیه فوق در مذمت چنین افرادی نازل شد(تفسیر نمونه)

این آیه به یکی از مهم ترین عوامل گمراه کننده که سخن باطل است اشاره نموده است. از دیدگاه اسلام آهنگ هایی که متناسب با مجالس فسق و فجور و گناه باشد و قوای شهوانی را تحریک نماید، حرام است، ولی اگر آهنگی مفاسد فوق را نداشت، مشهور فقها می گویند! شنیدن آن مجاز است.

امام باقر (ع) فرمودند: غنا از جمله گناهانی است که خداوند برای آن وعده آتش داده است، سپس این آیه را تلاوت فرمود(کافی،ج 6، ص 431). بنابر این غنا از جمله گناهان کبیره است، زیرا گناه کبیره یکی از تعاریفش این است که در قرآن به آن وعده ی عذاب داده شده باشد. در سوره حج می خوانیم! (واجتنبوا الزور) (حج،30). از سخن باطل دوری کنید. امام صادق (ع) فرمود: مراد از قول زور آوازه خوانی و غناست.(زور به معنای باطل، دوری و انحراف از حق است و غنا یکی از مصادیق باطل است).

در کتاب تأثیر موسیقی بر روان و اعصاب، نکات مهمی از پایان زندگی و فرجام بد نوازندگان آلات موسیقی و گرفتاری آن ها به انواع بیماری های روانی و سکته های ناگهانی و بیماری های قلبی و عروقی و تحریکات نامطلوب ذکر شده که برای اهل نظر قابل توجه و تأمل است.

این از حلال و حرام موسیقی، اما به هر حال چیزی که مسلم است موسیقی هیچ گاه مشروعیت ندارد مگر اینکه در راستای اهداف حکومت اسلامی باشد، موسیقی حرام جای بحث ندارد که بر ضد اهداف حکومت اسلامی است و آنچه که به عنوان موسیقی حلال شناخته می شود اگر خالی از دو مورد مذکور باشد می توان آن را در راستای اهداف حکومت اسلامی دانست مشروط بر اینکه از آلات موسیقی که آثار مخرب بر ذهن و فکر و اعصاب و روان انسان دارد در آن استفاده نشود مانند: مولودی ها، مرثیه خوانی ها، صوت و لحن قرآن کریم در تلاوت های مجلسی و ترتیل و صوت و لحن دعا و نیایش که البته در این ها هم نباید دو مورد مذکور یافت شود.

در موسیقی عصر حاضر بیشترین چیزی که یافت می شود این دو مورد مذکور است که موسیقی را حتی در قسمت سنتی که زمانی از عرفان سخن می گفت منحرف کرده و جوانان را به ابتذال کشانده و حکومت اسلامی را تضعیف کرده است. قسمت آرامش بخش موسیقی که دلیلی برای گوش دادن به آن در جامعه امروز است را با مثالی باطل می کنم:

فردی را در نظر بگیرید که ذائقه او با آب شرب شهری سازگاری دارد. هر کسی و هر عقلی می پذیرد که آب باران شیرین تر و لذیذتر و زلال تر از آب شرب شهری است. حال آب باران را به این فرد بدهید تا او بنوشد. ذائقه این فرد آب را تلخ می داند و گاهی آن را بیرون می ریزد. چرا این فرد آبی را که هر کسی معتقد است شیرین تر از آب شرب شهری است تلخ می داند. دلیل این است که ذائقه او از همان کودکی با آب شرب شهری سازگاری داشته است. حال سؤال اینجاست که آیا تلخ دانستن آب باران توسط این فرد می تواند دلیل بر تلخی آب باران باشد! آیا نباید آب باران چشید و چشید تا ذائقه تغییر کند؟ و چنانچه ذائقه تغییر نکند آب شیرین و ذلال باران هیچگاه برای این فرد شیرین نمی شود.

پس جوانان و هر کسی که ذائقه خود را به این موسیقی های به ظاهر آرام بخش عادت داده است باید در ابتدای کار اندکی تلخی مناجات و موسیقی قرآنی و مناجاتی را تحمل کند تا ذائقه او برگردد و این آب باران الهی را شیرین بداند.

والسلام

محقق: بهنام شفیعی